دائما یکسان نباشد حال دوران - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 13:56
این مدت بخاطر قرص هایی که میخورم خیلی حال و روحیه م بهتر شده . انگار همه چیز خوبه با همه چیز اوکی ام. انگار هیچ ادمی رو اعصابم نیست و هرچیزی سرجای خودش و اونجایی که باید باشه هست. انگار زندگیم همونجوریه که دوست دارم باشه و همه اتفاقات و ادم ها قشنگن . ولی یه روزایی هم این وسط باز یهو قاطی میکنم و ان...
- تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 6:23
وقتی حالم خوبه یهو خیلی اغراق امیز همه چیز این رابطه برام قشنگ میشه و هی به خودم میگم مراقب باش این فرصت طلایی رو راحت از دست ندی و خرابش نکنی ولی وقتی حالم بده از همه ی اطرافیانش و حتی خودش زده میشم و فلسفه ی وجودی خودش هم برام جای سوال میشه. مثل امروز . باید خیلی ریز فکر کنم تا بفهمم چی باعث شد ام...
یه شب ساده - تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 2:19
رسیدم خونه، درو باز کردم، لامپ های توی هال رو روشن کردم و گفتم سلام. میدونستم هیچ کس خونه نیست ولی انگار که باید موقع ورود به خونه سلام کنم، انگار به تنهاییم سلام کردم. شام نداشتم و حال شام درست کردن هم نداشتم. اینجور وقتا حس میکنم اصلا گشنه م هم نیست. البته کلا خیلی کم گرسنه میشم. لباسامو که درآورد...
شوآف و غیرشوآف - تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 14:14
یه مرز باریکی هست بین شوآف کردن و نکردن . یعنی فهمیدن اینکه کسی داره شوآف میکنه یا واقعیش رو داره نشون میده. فهمیدنش سخته و همین فهم سخت باعث قضاوت میشه . مثلا ممکنه طرف فقط داره از کارهای روزمره یا زندگی روزمره میگه . البته منظورم اون شوآف های گل درشت نیست . ولی خیلیاش صرفا شاید حرفای عادی اون ادم ...
نیاز به تنهایی - تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 14:14
نیاز به تنهایی دارم ولی نمیتونم داشته باشمش. دوست دارم بدون اینکه ادما ازم دلخور بشن و حس منفی بگیرن از همشون فاصله بگیرم و یه مدت هیچ کسی رو نبینم . روح و روان و روحیاتم برای غیرقابل درک شده . اینکه بعضی وقتا بی مورد توی فاز بدی میرم بدون اینکه کسی بهم چیزی گفته باشه. شایدم یه چیزی جمع شده که حواسم...
عاشقی - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:32
امروز داشتم فکر میکردم چقدر خوبه ادم عاشق باشه یا حتی اگه نیست ولی دوست داشتن هست، تمرین عاشقی کنه. هوس کردم کتاب نامه های جویس به نورا رو بخونم . یه بخش هاییش رو هم بنویسم اینجا :نورای عزیزم، بگذار بگویم چقدر آرزو دارم در هر چه میتوانم داشته باشم با من سهیم شوی. اگر آرزوی تمام و کمال داشتن فردی، تح...
حالت به شود دل بد مکن - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:32
دو سه روزه صبح ها که بیدار میشم انگار دلم خیلی گرفته ست. دلیلش رو هم نمیتونم بفهمم. یعنی همون اول صبح فکر میکنم دلیلش تنها بودنم تو اون خونه ست. ولی مثل امروز که ادامه دار میشه دیگه نمیدونم دلیلش چیه . فکرم مشغول شروینه . چرا انقدر برای این بچه همیشه نگران و غمگینم ؟ همین جا هم که بودن همیشه حس میکر...
خواب جزیره کیش - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:32
خواب دیدم چندتا بسیجی دنبالمن که منو بگیرن. یه خانومی که اشنا بود انگار منو لو داده بود، توی خوابم همه دوستام بودن انگار سفر بودیم. دعوای دیشبم هم تو خواب اتفاق افتاده بود. شاهین اومد بهم روغن موتور بده دوتا داد دستم هردوتاش رو پرت کردم وسط خیابون. تو خواب به مهرداد گفتم حال شاهین رو جا آوردم که دیگ...
روز تشییع جنازه - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 11:13
بعضیا فقط باید بمیرن تا توقعاتشون با خودشون خاک بشه و تموم بشه.
دوست و دشمن من فقط برای من است. - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 11:44
حس میکنم دارم کمکم به اون میزان بلوغ لازم میرسم که وقتی با یکی مشکل دارم اگه حتی رضا هم باهاش صمیمی بود به تخمم بگیرم. البته قبلا هم همین حس رو نسبت به دوستام داشتم که اگه خودم شخصا با کسی مشکل داشتم
هنوز هم کرونا - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 11:44
دومین هفته کاری توی ماه فروردینه . خان احمدی با افزایش حقوقم به میزان 50درصد موافقت کرده. راستش این موضوع شاید فقط همون روز اول اونم یذره خوشحالم کرد الان یجوری ام انگار اهمیتی نداره. دائم به این موضو
خواب - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:02
دیشب خواب دیدم توی یه مهمونی هستم که شلوغه. مهمونا هم شب قراره بمونن. اصلا نمیدونم خونه ی کی بود اونجا ولی انگار به خودمون ربط داشت. توی مهمونا یه دختری به اسم صنم بود که اونم شب موند و به رضا پیشنهاد
افسردگی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:02
دیروز رفتیم خونه مامان بابای رضا. با اینکه تصمیم داشتم دیگه فقط هر سه ماه یه بار برم اونجا ولی حس کردم خیلی نرفتنمون طولانی شده. رضا هم معمولا عین خیالش نیست. حتی مدام بهش میگم وسط هفته یا وقتایی که ح
حال خوب - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:02
شاید توی حرفامون هی بگیم حرف دیگران برامون مهم نیست و نباید مهم باشه و جهنم که چی میگن و این چیزا... ولی در عمل واقعا روی تک تکمون حرف دیگران تاثیر میذاره حتی شده برای چندثانیه یا چند ساعت. امروز بخاط
سفر - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:02
دارم کم کم به قدرت سفر ایمان میارم انقدر که خوب میتونه حال و روحیه آدم رو عوض کنه. البته به شرطی که همسفرا خوب باشن و خود سفر باعث مشکل نشه. خودم آدم سخت گیری نیستم و هیچ وقت دلم نمیخواد توی سفر غر بز
مهمونی آخر هفته - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:02
مدت ها بود تصمیم داشتم یه مهمونی بگیرم. بی مناسبت. به صرف شام و رقص . پنجشنبه که رفتم بازی کودتا و uno رو به پیشنهاد احمد خریدم یهو هوس کردم همون شب یه عده رو دعوت کنم بیان و بازی کنیم. توی اینستا برا
و این بحث چیپ شهرستانی/تهرانی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:02
اون دورانی که هنوز اسنپ رو تحریم نکرده بودم (چندماه پیش) یه بار سوار اسنپ شدم دیدم کل فضای ماشین بوی سیگار و عرق و بوی گند نای بدن میده. طوری که یه لحظه برای شهاب که همراهم بود نگران شدم نکنه تا پیاده
مریضی شهاب - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:02
دیشب، شهاب رو بیمارستان بستری کردن، اصلا فکرشم نمیکردم یه تب و یه درد بدن اینجوری به بیمارستان برسه. حال همه مون خیلی بده دیشب اصلا نتونستم بخوابم تمام مدت هوشیار بودم نکنه خبر بدی برسه. الانم که صبح
کرونا - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:02
اینو زیاد شنیدیم و دیدیم که معمولا وقتی آدما میفهمن فرصت زیادی برای زندگی ندارن و احتمال مرگشون خیلی نزدیکه با همه اطرافیان مهربون میشن یهو قلب قلبی و فوران احساس میشن و حتی به اون شخصیت منفی بزرگ زند
ملکیان و سفارش به سکوت - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 13:36
از وقتی نظر ملکیان درمورد تنها راه رسیدن به آرامش رو شنیدم خیلی فکرم مشغول شده. اینجور که ملکیان پیش میره دیگه کم کم میرسه به جایی که میگه اصلا با آدما حرف نزن و مراوده نداشته باش تا خوب پیش بره. البت