خرید بک لینک
دیشب خواب دیدم رضا بهم خیانت کرده، با یه دختره خوابیده و تازه بچهشون هم داره به دنیا میاد. توی خواب دیگه تصمیمم برای جدایی قطعی بود. حالمم خیلی بد بود. خیلی خیلی بد. میخواستم به مامانش زنگ بزنم بگم رضا چیکار کرده. نمیخواستم بقیه بدونن ولی تصمیم داشتم حتما مامانش بدونه. از خواب که پریدم یهو به این فکر کردم اگه یه روزی واقعا این اتفاق بیفته باید چیکار کنم؟ و اولین چیزی که به ذهنم رسید درمورد مسائل مالی بود

حالم خوب نیست. الان داشتم فکر میکردم دیگه خیلی وقته حساس نیستم ببینم رضا پشت سر من به خواهرش چی میگه دلیلش هم اینه که میدونم طبق معمول هیچ چیز خوبی نمیگه. و همین فکر منو غمگین کرد بعد دوباره فکر کردم که به درک. اصلا چه اهمیتی داره ؟ بذار هرچی دوست داره بگه و دیگران هم هرجور راحتن درمورد من فکر کنن. واقعا فکر و حرفای بقیه چه اهمیتی برای ما داره؟

برچسب: نویسنده: الینا رضوانی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 13:36

صفحه بندی